مرد‌ها چه زنی را همسر ایده آل می‌دانند؟
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳٩٥   کلمات کلیدی: مرد‌ها چه زنی را همسر ایده آل می‌دانند


 

برای تازه عروس‌ها اینکه همسرشان روز به روز عاشق‌تر شود، موضوع بی‌اهمیتی نیست.

آن‌ها دوست دارند با تک تک حرف‌ها و رفتار‌هایشان یک قدم به همسرشان نزدیک‌تر شوند اما همیشه ماجرا این طور پیش نمی‌رود. گاهی هر قدم رو به جلوی زن، مرد را ده‌ها قدم به عقب می‌راند. برای زنی که فکر می‌کند، حساب همه چیز را کرده و تمام تلاشش را به خرج داده کنار آمدن با این موضوع، آسان نیست. اگر شما چنین احساساتی را تجربه کرده‌اید، باید بار دیگر گذشته‌تان را مرور کنید تا بدانید چرا در چشم همسرتان یک زن ایده آل جلوه نکرده‌اید.

● باید خاص باشید
همسر ایده آل : یک مرد به دنبال زنی خاص می‌گردد که تا پایان عمر کنارش بماند و با او پیر شود. زنی که اهل شکایت نیست یا با نق نق کردن روزش را خراب نمی‌کند. مرد‌ها یک زن منطقی و با حساب و کتاب می‌خواهند که آن‌ها را در سراسر زندگیشان حمایت کند و در موقعیت‌های حساس همیشه بتوانند روی کمکش حساب کنند. از طرف دیگر زن ایده آل آن‌ها شباهت زیادی با‌‌ همان کلیشه همسر در خانواده و اجتماع دارد. آن‌ها اغلب زنی را ستایش می‌کنند که مورد ستایش خانواده و اطرافیانشان قرار می‌گیرد و حتی اگر خودشان هم این واقعیت را ندانند در ناخودآگاه‌شان آن را پرورش داده و به تصمیم گیری‌‌هایشان راه می‌دهند.

 

● باید قانع باشید
همسر ایده آل : مرد‌ها دوست دارند، بعد از ازدواج‌‌ همان طوری که پیش از این بوده‌اند بمانند. آن‌ها همسری می‌خواهند که با وجود معایب یا خلق و خوی خاصشان آن‌ها را بپذیرد و عاشقشان بماند. این ویژگی یکی از مهم‌ترین چیزهایی است که در ذهن مرد‌ها می‌گذرد. آن‌ها از سرکوفت خوردن بیزارند و دوست دارند همسرشان با همین اخلاقی که دارند و همین وضع زندگی‌ای که دارند بسازد و مدام برای تغییر کردن، آن‌ها را تحت فشار نگذارد. برخلاف اغلب زن‌ها که سعی می‌کنند، از مرد معمولی مقابلشان همسر ایده آل و رویایی بسازند، مرد‌ها دوست دارند با زنی زندگی کنند که به همین وضع موجود قانع باشد.

 

● باید سعی کنید زیبا باشید
همسر ایده آل : 
درست است که زیبایی و وضعیت ظاهری نخستین موضوعی نیست که اغلب مرد‌ها به آن توجه می‌کنند اما این موضوع در انتخاب همسر آینده آن‌ها بی‌تاثیر هم نیست. انگار مرد‌ها دوست دارند از این طریق انتخابشان را به رخ دیگران بکشند و یک افتخار کسب کنند. ظرافت و زیبایی در رفتار هم می‌تواند تاثیر مثبتی روی انتخاب آن‌ها بگذارد. گرچه معیارهای زیبایی از فردی به فرد دیگر متفاوت است اما همیشه با نگه داشتن حد وسط می‌توان از اینکه یکی از کاندیداهای ازدواج مردان اطرافتان هستید یا خیر مطمئن شوید.

 

● باید جاه طلب باشید
همسر ایده آل : نمی‌توان در این مورد یک قانون بی‌چون و چرا صادر کرد اما اغلب مردهای امروز، به دنبال همسری می‌گردند که چیزی بیشتر از زنان دیگر دارد. یک مهارت خاص، دانش بالا یا شغلی که به آن افتخار کنند. مردهای امروزی زنانی را دوست دارند که در کنار تعهدات خانوادگی، امور روزمره کار و فعالیت‌های اجتماعی‌اش را هم جدی بگیرد. این موضوع به آن‌ها ثابت می‌کند آن زن قادر است زندگی خود را پیش ببرد و بیش از زنان اطرافش توانمند است. جاه طلبی هم برای مردان دلیل دوست داشتن یک زن است؛ زنی که برای رسیدن به اهدافش تلاش می‌کند و به سادگی عقب نشینی نمی‌کند.


● 
باید نیمی از مشکلات مال شما باشد
همسر ایده آل : 
سال‌ها از روزگاری که مرد‌ها بار خانه را یک تنه به دوش می‌کشیده‌اند گذشته است. مردهای امروزی دوست دارند زنشان دوشادوش آن‌ها حرکت کند، بحران‌های خانه را بشناسد و گاهی مانند آن‌ها استرس‌های زندگی بعد از ازدواج را به دوش بکشد. آن‌ها دوست ندارند تنها فکر کنند، تنها تلاش کنند، تنها نگران باشند و تنها عمل کنند. مردهای امروز به دنبال همسری هستند که در تمامی این لحظه‌ها کنارشان باشد و این مشکلات را مشکلات خودش بداند، نه اینکه اگر کاری برای حل کردنشان می‌کند آن را یک لطف تلقی کند.

 

● باید با فامیل و دوستان همسرتان دوست باشید
همسر ایده آل  : جدا شدن از زندگی مجردی در سال‌های بعد از ازدواج سخت‌ترین اتفاقی است که می‌تواند برای یک مرد بیفتد. مرد‌ها از تنهایی بعد از ازدواج می‌ترسند. آن‌ها دوست دارند روابط قبلیشان را این بار در کنار همسرشان تجربه کنند. رابطه با خانواده و اعضای فامیلشان و همین طور دوستانی که حضورشان برای آن‌ها اهمیت دارد. هیچ مردی نمی‌تواند بدگویی علیه دوست یا خانواده‌اش را تحمل کند و تمام عمرش را تنها و تنها با همسرش بگذراند. آن‌ها ترجیح می‌دهند، با ازدواج خانواده پیشینشان بزرگ‌تر شود نه اینکه از یک خانواده بیرون بروند و خانواده تازه‌ای را بسازند. اغلب مرد‌ها در ارتباط داشتن با آدم‌های تازه و شرایط تازه کمی مشکل دارند. آن‌ها دوست دارند، زنشان روابط اجتماعی خوبی داشته باشد و آن‌ها را در پیوند زدن به این اجتماع یاری دهد. گذشته از این، آن‌ها دوست دارند با ورود همسرشان به خانواده‌شان، روابط خانوادگی و فامیلی گرم تری را هم برایشان به همراه بیاورد و لاک تنهاییشان را از آن‌ها بگیرد.

 

● باید ستایش کنید
همسر ایده آل  : دوست داشته شدن حس خوبی به آدم‌ها می‌دهد. مرد‌ها هم از این قاعده مستثنا نیستند. آن‌ها ترجیح می‌دهند، وقتی خسته از کار بر می‌گردند یک لبخند منتظرشان باشد و به خاطر اینکه زنی تا این حد دوستشان دارد به همه فخر بفروشند. خیلی از مرد‌ها زندگی خود را با اطرافیانشان مقایسه می‌کنند و تصویر ذهنی که دیگران به آن‌ها منتقل می‌کنند برایشان اهمیت زیادی دارد. همین است که آن‌ها دوست دارند همسری فداکار و پر محبت داشته باشند و این موضوع را به دیگران هم نشان دهند. مرد‌ها دوست دارند همسرشان قدرت و تواناییشان را ستایش کند و به آن‌ها تکیه داشته باشد. آن‌ها از اینکه مستقل‌ترین زن جهان هم برای تصمیم گیری‌هایش با آن‌ها مشورت کند و در مشکلاتش به آن‌ها تکیه کند لذت می‌برند.

 

● باید با منطق باشید
همسر ایده آل  : 
گرچه خیلی از زن‌ها گمان می‌کنند با فداکاری تمام و کمال می‌توانند یک مرد را عاشق خود کنند اما واقعیت این است که مرد‌ها ترجیح می‌دهند، همسرشان عقاید و نظرات خودش را داشته باشد. مرد‌ها بیشتر به زنان با اعتماد به نفس توجه می‌کنند و دوست دارند به جای خمیری که به آن شکل می‌دهند، یک زن قدرتمند و منطقی را انتخاب کنند که دوشادوششان برای ساختن یک زندگی خوب انرژی می‌گذارد.

 

● باید پیشرفت کنید
همسر ایده آل  : یک زن هرچه قدر هم که باهوش و زیبا و تحصیل کرده باشد، اگر روند پیشرفتش را بعد از ازدواج متوقف کند، نمی‌تواند یک همسر ایده آل باشد. مرد‌ها دوست دارند زنشان به دنبال یادگرفتن چیزهای جدید باشد و حتی بعد از مادر شدن هم آنقدر با زمانه پیش برود که بتواند مایه افتخار او و فرزندانش شود. برای مردهای پرمشغله تنها داشتن یک همسر خانه دار و هنرمند کافی نیست بلکه آن‌ها به دنبال زنی دنیا دیده می‌گردند که موضوعات روز را می‌شناسد و هیچ وقت دست از یادگرفتن و پیشرفت بر نمی‌دارد

 


 
شهیدی که پدرش او را نذر حضرت ابوالفضل(ع) کرد +عکس
ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳٩٥   کلمات کلیدی: شهیدی که پدرش او را نذر حضرت ابوالفضل

در آخرین نامه‌اش نوشته بود: «به امید دیدار در کربلا»؛ عاشق آقا ابوالفضل‌(ع) بود و پیکرش بعد از 16 سال در شب تاسوعا به آغوش مادر بازگشت؛ علیرضا تاکنون مشکل سفر کربلای بسیاری از عاشقان را حل کرده است.


به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران؛ شهید «علیرضا کریمی» متولد 22 شهریور سال 1345 مقارن با ایام ماه مبارک رمضان در محله سیرجان اصفهان است؛ او در خردسالی دچار بیماری شد و پزشکان معتقد بودند که زیاد زنده نمی‌ماند، به طوری که در 4 سالگی کبد وی از بین رفت و دیگر امیدی به زنده ماندنش نبود.

پدرش، علیرضا را نذر آقا ابوالفضل(ع) کرد و آن روز این کودک به طور معجزه‌آسایی شفا گرفت و حتی سال‌ها بعد قهرمان ورزش‌های رزمی شد.

با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، علیرضا هم به میدان رزم شتافت و در عملیات «محرم» در اثر اصابت گلوله خمپاره سر و دست و پایش مجروح شد؛ بعد از پایان دوران مجروحیت به جبهه بازگشت و فرمانده گردان امیرالمؤمنین(ع) به خاطر شجاعت و مدیریتی که علیرضا از خود نشان داده بود، مسئولیت دسته دوم از گروهان ابوالفضل(ع) را به او داد.



نفر وسط علیرضا کریمی


علیرضا در آخرین دیدار با خانواده‌اش به مادر می‌گوید: «ما مسافر کربلائیم، راه کربلا که باز شد برمی‌گردیم» و در پایان آخرین نامه‌ای هم که فرستاد، نوشته بود «به امید دیدار در کربلا».

علیرضا در عملیات «والفجر یک» در منطقه فکه حضور پیدا ‌کرد؛ در این عملیات هر دو پایش مورد هدف گلوله‌ بعثی‌ها قرار گرفت؛ فرمانده‌اش تلاش می‌کرد تا او را به عقب برگرداند، اما علیرضا می‌گوید: «شما فرمانده‌ای برو بچه‌ها منتظرت هستند».

علیرضا در حالی که روی زمین افتاده و به سختی می‌خواست خودش را به سمت تپه‌ها بکشاند، ناگهان یکی از تانک‌های بعث به سرعت به سمت وی رفته و از روی پاهایش رد می‌شود، علیرضایی که فقط 16 سال داشت...



گردان حضرت اباالفضل(ع)


برادر شهید، از روزی می‌گوید که عاشق حضرت ابوالفضل(ع) برمی‌گردد: آمدم خانه، مادرم هیجان زده بود، با رنگ پریده گفت: «علیرضا برگشته! پسر من بعد 16 سال برگشته» کمی مادر را نگاه کردم و گفتم: «آخه مادر چرا نمی‌خواهی قبول کنی، پسرت شهید شده، جنازه‌اش هم توی فکه مانده».

مادر گفت: «به خدا چند دقیقه پیش آمد، دست من را بوسید و گفت: خسته‌ام، بعد رفت توی اتاق و خوابید».

ظهر همان روز اخبار اعلام کرد: فردا بعد نماز جمعه 3 هزار شهید در تهران تشییع خواهند شد، خبر بعدی این بود که اولین کاروان زائران ایرانی امروز به طور رسمی وارد کربلا شد!


یکباره رنگم پرید، حالا علت حضور علیرضا و صحبت‌های مادر را فهمیده بودم، علی گفته بود: «من برمی‌گردم اما زمانی که راه کربلا باز شود!» حالا هم راه کربلا به طور رسمی باز شده.

با بنیاد شهید تماس گرفتیم، کاملاً صحیح بود، «علیرضا کریمی» اعزامی از اصفهان یکی از شهدا بود، چند روزی تا محرم باقی مانده بود، ما هم صبر کردیم تا پیکر علیرضا بیاید بعد مراسم بگیریم اما خبری نشد!

به سپاه و بنیاد شهید و....مراجعه کردم، گفتند: شاید تشابه اسمی بوده، خلاصه هر کسی چیزی گفت و ما هم نا امید شدیم؛ اما چند روز بعد پیکر علیرضا بازگشت! این مسئله عادی نبود، پیکر علیرضا درست شب تاسوعا به اصفهان آمد، شب ابوالفضل العباس(ع)، همان شب او را به مسجد آوردند.

این عاشق آقا ابوالفضل(ع) در شب تاسوعا تشییع شد، صبح روز بعد هم با مراسم با شکوهی پیکر او را به خاک سپردیم.



آخرین دست نوشته علیرضا


یکی از بچه‌های تفحص آمده بود خانه ما و می‌گفت: «این شهید به خواب علیرضا غلامی مسئول گروه ما آمده  و گفته بود: وقت آن رسیده که من برگردم!» بعد هم محل حضور خودش را گفته بود!

علیرضا تاکنون مشکل سفر کربلای بسیاری را حل کرده! اصلاً به همه من و شما در آنجا وعده کرده! در پایان آخرین نامه‌اش خطاب به همه ما نوشته بود: «به امید دیدار در کربلا، برادر شما علیرضا کریمی». 


 
سنتهای عاشورایی که کمتر دیده اید...!
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳٩٥   کلمات کلیدی: سنتهای عاشورایی که کمتر دیده اید
کرب زن، بیل برداری، گل مالی و آئین دسته چوبی از جمله سنت های عزاداری قدیمی در ایران است که هنوز با شکوه خاصی برگزار می شود.
 
مجله مهرآئین های عزاداری عاشورایی در ایران قدمتی به درازای تاریخ دارد. آئین هایی که هنوز و با گذشت سالها و قرنها، همچنان زنده نگه داشته می شوند. هرچند دیگر برای کسی آشنا به نظر نیایند. این گزارش، شما را با بخشی از این سنت های عاشورایی در گوشه و کنار ایران آشنا می کند:

 سنتهای عاشورایی که کمتر دیده اید...!

قزوین: از طبق کشی تا بیل برداری زنان

طبق ‌کشى، مراسم خاص شهر قزوین است که در آن طبقى از چوب به ارتفاع حدود یک و نیم متر و قطر یک متر که بیشتر قسمت‌هاى آن آینه ‌کارى شده تهیه مى‌کنند که این طبق استوانه‌اى شکل را بر سر گذاشته و حمل مى‌کنند.

تشییع نمادین شهدای کربلا هم از جمله آئین های زنانه در این استان است. سیزدهم محرم هرسال، بانوان قزوینی به یاد امام حسین(ع) و یاران با وفایش به صورت نمادین شهدای دشت کربلا را تشییع می کنند.

در این مراسم که از مسجد علی اکبر(ع) آغاز شده و با حرکت دسته های عزادارای به سمت امامزاده حسین(ع) قزوین برگزار می شود خیل باشکوه بانوان سوگوار قزوینی با عزادارای و سینه زنی در سوگ یاران با وفای سالار شهیدان امام حسین(ع) پیکرهای شهدای کربلا را به صورتی سمبلیک ونمادین تشییع می کنند.

در روز سیزدهم محرم، یک آئین دیگر هم برگزار می شود. در این آئین زنان قزوینى در مسجد على‌اکبر جمع مى‌شوند، عده‌اى با بیل و کلنگ و عده‌اى با دست گرفتن پیکرهاى پارچه‌اى بدون سر، به دور شهر مى‌چرخند و دوباره به مسجد برمى‌گردند و سینه‌ زنى و نوحه‌خوانى مى‌کنند. این آئین، اشاره ای به خاکسپاری اجساد مطهر شهدای کربلا توسط زنان قبیله بنی اسد دارد.

در روز سیزده محرم بعد از واقعه کربلا که کسى جرأت نمى‌کرد جنازه‌هاى یاران امام حسین(ع) را دفن کند، زنان طایفه بنى‌اسد جمع شدند و به‌خاک کردن جنازه‌ها پرداختند.

 

 

مازندران: نخل گردانی 300 ساله و کرب زنی

روستای اورطشت یکی‌ از روستاهای سرسبز بخش سرخرود شهرستان محمود آباد بوده که دارای ۱۲۵ خانوار و ۳۶۰ نفر جمیعت بوده و آیین نخل گردانی از پرجاذبه ترین آیین های عاشورایی این منطقه به شمار می رود.

هر ساله آیین نخل گردانی اورطشت با قدمتی حدود 300 سال در دو روستای اورطشت و عبداله آباد در تاسوعا برگزار می شود. در این آیین دو نخل که یکی به نماد تابوت امام حسین (ع) و دیگری به نماد تابوت حضرت عباس(ع) به عنوان نخل های برادر براه می افتد و نخل اورطشت پس از سلام دادن به نخل عبدالله آباد به سمت تکیه افرا تخت و همچنین اماکن وقفی امام حسین (ع) در آن محل حرکت می کند.

مراسم کرب زنی هم از جمله آئین های سنتی مازندران است که هنوز در شهر �#1604;اهیجان�برگزار می شود.کرب تکه چوبی است تراشیده شده، به اندازه ای که در کف دست جا می گیرد و سطح بیرونی آن صاف است و در پشت آن بندی قرار دارد که به پشت دست می افتد.

کرپ در کف دست قرار می گیرد و انگشتان بر گرد آن حفاظ می شوند، یک جفت کرپ را در دست می گیرند و به آهنگ نوحه ای که خوانده می شود آنها را بر هم می کوبند و کرپ زنان ضمن هماهنگی و همنوایی با هم نمادی از همدلی و اتحاد از خود نشان می دهند و ناله کرپ آنا بیانگر ناله جمادات و زمین و زمان بر حسین (ع) و یارانش است.

معمولا خراطان، چوب‌های کرب را تهیه می‌کنند که دسته‌های گرد آن باعث می‌شود تا هنگام استفاده افراد، دست حالت راحتی داشته باشد، همچنین دو لبه صاف دارد که همانند سنچ به هم زده می‌شود لذا دسته‌های گرد، به طور معمولی ۲۱ ضرب را می‌زدند اما نخبه‌هایی که هنرمندانه این ۲۱ ضرب را می‌زدند اندک بودند و کارهایشان بسیار زیبا بود.

نوحه‌ای که در مراسم کرب‌زنی خوانده می‌شود ۲۱ ضرب دارد که از تک ضرب شروع شد و همین طور دو، سه و پنچ ضرب به بالا، تا اینکه ۲۱ ضرب کامل شود، همچنین گروه نخبه، وسط دایره کرب‌زنی می‌ایستد وقتی مداح در مراسم کرب‌زنی شروع به خواندن کرده و به ضرب بیست‌ویکم می‌رسید، گروه نخبه که در مرکز دایره قرار دارند با حرکتی هماهنگ و رو به بالا به طوری که گویی از زمین به سوی آسمان پرواز می‌کنند و سپس از پشت سر و از زیر پاهای افردا، کرب را می‌‌زدند.

 

 

گلستان: دسته چوبی

شهر گرگان نیز در این ماه آیین های خاص خودش را دارد که از جمله آنها می توان به دسته چوبی اشاره کرد. در شب دوازدهم ماه محرم که شب سوم شهادت امام حسین(ع) است، از بعضی محلات قدیم گرگان مانند سبزه مشهد، سر پیر، دباغان و میخچه گران دسته چوبی عازم محلات دیگر می شوند.

در آئین دسته چوبی، عزاداران یک چوب یا نی به طول یک متر را به طور عمودی به دست می گرفتند و بر بالای سر می بردند و آن را به بالا و پایین حرکت می دادند و با دست دیگر سینه می زدند و نوحه های خاصی را در مسیر راه می خواندند.

تشکیل دسته چوبی با روشن کردن چند مشعل و به دست گرفتن چوب انجام می شود، آن گاه با شعار �#1605;دد یا علی�حرکت عزاداران به سمت محلات دیگر آغاز می شود.

بر سر هر چوب فلز یا قپه ای گرز مانند یا فلز برنجی شش پر (شش گوش) نصب میشد. افراد دسته چوبی غالبا در میدانگاهی محلات به عزاداری می پرداختند. تعدادی از آنها مشعل گیر بودند. آنها مشعل هایی را به دست می گرفتند تا فضای مراسم عزاداری را روشن نگه دارند."

شاه بیت مراسم دسته چوبی این است:�#1605;ا غلامان علی/ چوُ به دوران مِزَنیم/ تیر بر فرق یزید نامسلمان مِزَنیم.�سپس مشعل داران این مشعل ها را در محل می گردانند.

 

 

زنجان: بزرگترین دسته عزاداری جهان

حسینیه اعظم زنجان این روزها یکی از شناخته شده ترین محفل های عزاداری است. آن هم به خاطر تعداد کم شمار عزادارانش که این هیئت را به بزرگترین دسته عزاداری جهان تبدیل کرده است.

شاه بیت امسال دسته حسینیه اعظم زنجان بر اساس نوحه معروف زینب، زینب، مرحوم موذن زاده، این اشعار انتخاب شده است:�#1593;باس، عباس، عباس/ شاه شهدا عباس اعلام کرد و افزود: عباس، عباس، عباس/ ماه شهدا عباس�nbsp;

 در این راستا نوحه دومی هم برای این دسته انتخاب شده که این است.جماعت یادگار حیدرم من/ عزیزه مصطفیه یاورم من دبیر دفتر من/ وزیر لشکرم من

 

 

تبریز: تعطیلی هفت روزه بازار

بازاریان تبریز از هفتم محرم به مدت یک هفته حجره های خود را تعطیل می کنند، ادامه داد: با این حال حجره هایی که در مسیر عزدارای قرار دارند، حجره های خود را برای پذیرایی از دسته های عزاداری آماده کرده و با چای، خرما، نان، پنیر و شربت از آنان پذیرایی می کنند.

یکی از نکات جالب و قابل توجه عزاداری محلات در بازار، ترکیب منظم هئیت هاست؛ به طوری که هر محله، سه دسته عرب، عجم و زنجیززن دارد که با ورود محله به محل عزاداری در بازار به ترتیب وارد بازارچه و تیمچه ها شده و عزادارای می کنند که غالبا در بازار مظفریه (بازار فرش فروشان) به کار خود پایان می دهند.

نخست دسته عرب محله با لباس هایی سر تا پا مشکی به سبک اعراب وارد بازار شده و با نظم و سبک خاص دو دستان خود را بر سینه هایشان می کوبیند، سپس دسته عجم که کت و شلوار بر تن دارند به صورت آرام و منظم با یک دست بر سینه می کوبیند و در پایان زنجیرزنان آن محله، بر کار محله در روز عزاداری خاتمه داده و هئیت ها به محله خود باز می گردند تا در مساجد عزاداری کنند.

 

 

لرستان: عزاداری با گِل

مردم خرم آباد و استان لرستان ماندن در خانه را در روز عاشورا ناثواب می دانند. آنها از ابتدای روز در اولین خیمه گاه گل بر سر و شانه می گذارند و پس از مراسم عزاداری در تکیه های محلات شهر در قالب دستجات سینه زنی و زنجیر زنی به سمت مرکز شهر حرکت می کنند.

آئین خاص گل مالی در لرستان دارای چند مرحله است که از روز هفتم محرم که به روز " تراش عباس" موسوم است، شروع می شود. در روز هفتم محرم همه عزاداران حسینی به حمام رفته و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت کامل، لباسهای تمیز می پوشند که این روز را "تراش عباس" می نامند.

از این روز به بعد، عده ای برای افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع کردن و گردآوری هیزم در سطح شهر می پردازند تا اگر در روز عاشورا برف و باران ببارد و احیانا هوا سرد باشد عزادارانی که درگِل می افتند (مراسم گِل افتادن) از سرما حفظ شوند.

پس از گردآوری هیزم ها حوضچه های مخصوص خاک آماده می شود. این در حالیست که تلاش برای گردآوری خاک پاکیزه و مقدس بسیار حائز اهمیت است. در برخی مواقع در خاک تهیه شده برای روز عاشورا هیئات مذهبی از تربت کربلا نیز استفاده می کنند.

نزدیک های غروب روز تاسوعا برخی جوانان هیئتی مامور درست کردن حوضچه‌های مخصوص درست کردن گل روز عزای امام حسین(ع) می شوند. امروز این حوضچه ها در قالب یک مستطیل فلزی و یا آجری در کنار خیابان محل خیمه عزای هر محله درست می شود.

در مجموع همزمان با روز تاسوعا عزاداران خاک نرم و مخصوصی بنام گل باغچاله (گل رس) را مهیا کرده و در میدانهای بزرگ و کوچک که معمولا با آجر چینی در جلوی خیمه ها و تکیه های شهر درست می شود می ریزند و در روز عاشورا این خاک را با گلاب مخلوط کرده و گل روز عاشورا را فراهم می کنند.

 

 

 

عزاداران بیجاری در گل و لای

بیجاری ها از دو هفته قبل از عاشورا، به دشت های اطراف می روند و خاک رس مورد نیاز برای مراسم را جمع کرده، بعد از الک کردن در حسینیه ها ذخیره می کنند تا در شب عاشورا گل مخصوص مراسم را تهیه کنند. این مراسم که به گِل گیران معروف است از صبح روز عاشورا شروع می شود و مردم و دسته های عزاداری در خیابان های اصلی شهر جمع شده و با گل اندود کردن سر تا پای خود، به نوحه خوانی، سینه زنی و عزاداری می پردازند. بیجاری ها معتقدند نیاکان آنها به قصد کمک به امام حسین(ع) راهی کربلا شده بودند که در میانه راه خبر شهادت امام حسین(ع) را می شنوند و در همان جا، با مالیدن خاک و گل به سر و بدن‌شان شروع به عزاداری می‌کنند. مراسم آیینی گل گیران دو سال قبل در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسید.

تصاویر زیر را خبرنگار آسوشیتدپرس از عزاداری مردم بیجار تهیه کرده است.



 
ابن خانم ایرانی رقیب کریس آنجل است !! / عکس
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۱ امرداد ،۱۳٩٥   کلمات کلیدی: ابن خانم ایرانی رقیب کریس آنجل است

کسب و کار: تردستی یا شعبده بازی، فنی است که با روش های خاص، عوامل اصلی قانون طبیعت را به صورت وارونه جلوه می دهد و قوانین فزیکی را زیر پا می گذارد. طیبه رحمتی با لقب هنری «سایه» اولین دختر تردست و شعبده باز ایران است. او در خانواده ای متوسط به عنوان تنها دختر خانواده، با پدری نظامی در بجنورد متولد شد؛ از کودکی عاشق هنر و بازیگری بود و همین عشق و علاقه موجب شکاف و جدایی بین سایه و اطرافیانش بود. قصه زندگی و رو آوردن به شعبده بازی و پول در آوردنش از این راه را از زبان خودش بشنویم.


ابن خانم ایرانی رقیب کریس آنجل است !! / عکس

 

ابن خانم ایرانی رقیب کریس آنجل است !! / عکس

از کودکی علاقه زیادی به بازیگری داشتم و با دیدن فیلم ها و سریال ها به شدت تحت تاثیر قرار می گرفتم و همیشه خودم را جای نقش اصلی فیلم ها می گذاشتم. با وجود مخالفت شدید پدرم – و البته حمایت های عاشقانه مادرم – به صورت پنهانی با گروه های نمایشی مدرسه همکاری می کردم. خطاط خوبی هم بودم و به خاطر بالا بودن سواد قرآنی ام در کنار روابط عمومی خوبی که داشتم، سوپراستار مدرسه شده بودم. بعد از گرفتن دیپلم، گروه تئاتر از هم پاشیده شد.

 

ابن خانم ایرانی رقیب کریس آنجل است !! / عکس

تصمیم گرفتم هنر دیگری را جایگزین کنم که هنر بازیگری نیز در آن باشد. روزی به عنوان تماشاچی در جنگی حضور یافتم که شعبده باز داشتند؛ تا آن روز شعبده بازی را فقط در تلویزیون دیده بودم، وقتی اجرای شعبده باز تمام شد، به دیدن او رفتم و به ایشان گفتم: اکثر حقه هایش را فهمیده ام. خندید و گفت: معمولا هر کس که شعبده بازی می بیند یک حدسی می زند که فکر می کنددرست است اما راز شعبده بازی آن چیزی که شما فکر می کنید نیست.

از من خواست تا راز بازی هایش را بگویم؛ من هم چنین کردم. بعد از شنیدن حرف هایم تعجب کرد. نگاه عمیقی به من کرد و گفت: شما از نظر ژست، میمیک صورت، قد و معیار استانداردهای لازم را برای شعبده باز شدن دارید. چرا شعبده باز نمی شوید؟ در ایران در شهرهای زیادی اجرا دارم. در شهرهای مختلف کشورهای دیگر هم از جمله مالزی، گرجستان و ترکیه اجرا داشته ام؛ دوبی هم چند بار دعوتم کردند. مبلغ پیشنهادی ام هم خیلی خوب بود و می توانست گره ای از زندنگی ام باز کند ولی ظاهرا با حجابم مشکل دارند. وقتی پایم را از مرز بیرون می گذارم نماینده یک دختر مسلمان ایرانی هستم. کوچکترین اشتباه در پوشش و بیان من، دستاویزی برای رسانه هایی می شود که قصد دارند ایران و دختر ایرانی را محکوم کنند. متاسفانه خیلی جلوی پایم سنگ اندازی می کنند حتی اخیرا برایم ایمیل های تهدیدآمیز هم می فرستند و می خواهند مرا از ادامه این کار منصرف کنند ولی مشکلاتم به خودم ربط دارد نباید آب در آسیاب دشمن بریزیم.

آموزش و الگوی کاری

متاسفانه درخصوص شعبده بازی افتخار شاگردی نداشته ام و استادی در این خصوص ندارم. با دیدن فیلم ها و اجرای شعبده بازان مطرح، ایده می گرفتم و ایده هایم را می ساختم ولی گاهی ساخت لوازم، نیاز به دستگاه ها و تجارب زیاد دارد، اینجاست که مجبوری لوازم شعبده بازی بخری. مثلا در شعبده بازی میزی وجود دارد که مخصوص پرواز ساخته شده است و همه شعبده بازان از آن برای پرواز استفاده می کنند. من این بازی را خریده ام اما شیوه دیگری را برای اجرایش انتخاب می کنم تا کارم تکراری نباشد من از تکراری بودن وحشت دارم و دوست دارم همیشه متفاوت باشم. در ایران از استاد بهروز کریمی، پدر شعبده بازی ایران مشاوره می گیرم که انصافا اکثر شعبده بازان ایرانی استاد را همانند پدرشان دوست دارند. از نظر انسان دوستی و مهربانی و گذشت، خیلی دوست دارم مثل ایشان باشم. انسانی بسیار متواضع و خونگرم هستند.

ابن خانم ایرانی رقیب کریس آنجل است !! / عکس

زندگی شخصی

زندگی شخصی من با دیگر خانم ها فرق دارد؛ از کودکی اهل آشپزی، عروسک بازی و بازی های دخترانه نبودم. من چند سالی هست که در یک شهر غریب تنها و مستقل زندگی می کنم؛ البته منظورم از غربت، اقوام و خانواده هستند. من لیسانس هنرهای تجسمی دارم و اوقات فراغتم را با کتابت قرآن، خطاطی و صد البته ورزش پر می کنم. ورزش های مورد علاقه من موتورسواری، ورزش های رزمی، شکار (البته صرفا برای تفریح تا حالا به هیچ موجود زنده ای شلیک نکرده ام) بوده است. حتی مدتی در دیواره مرگ موتورسواری می کردم که مادرم قسمم داد که دیگر این ورزش را انجام ندهم و به احترام مادرم این کار را نکردم.

حمایت مالی و اسپانسر

حمایت مالی و اسپانسر تا حالا نداشته ام کاش واقعا یکی از من حمایت می کرد. من الان ۲۵ سال سن دارم و از یک شهر کوچک فعالیت هایم را آغاز کرده ام و تا حالا یک ریال برای تبلیغات هزینه نکرده ام. وقتی با هنرمندان معروف مصاحبه می کنید؛ می گویند، از وقتی که به تهران آمده اندن بیشتر موفق شده اند. یک هنرمند باید در پایتخت باشد و رسانه در اختیار داشته باشد. غیرممکن است فلان بازیگر در شهرستان شهرتی کسب کند حتما باید فیلمش از صدا و سیما و سینما پخش شود یا باید اسپانسر داشته باشد تا خرج تبلیغات کند … اما من هیچ کدام از اینها را نداشته ام؛ نه رسانه ها حمایتم کرده اند نه توان مالی داشته ام اما کم نیستند مردمی که مرا می شناسند.

ابن خانم ایرانی رقیب کریس آنجل است !! / عکس

صددرصد شعبده بازان ایران «بانو سایه» را می شناسند. حتی اگر در اینترنت اسم و فامیل مرا سرچ کنید متوجه می شوید بیش از صدها خبرگزاری درباره من مطلب نوشته اند. من هرگز فکر نمی کردم که به اینجا برسم و از یک شهر کوچک اسمم در روزنامه ها و مجلات بیاید. هنر شعبده بازی در خون من است. من قدرت رقابت با تمام شعبده بازان صاحب نام دنیا را دارم. البته اگر ساپورت شوم و اسپانسر داشته باشم، به راحتی می توانم حقه های «کریس آنجل» را به نمایش بگذارم. فیلمی که من قصد دارم بسازم، غول شعبده آمریکا را از پا درخواهد آورد و بت کریس آنجل را در هم خواهد شکست و سی دی یک دختر مسلمان ایرانی در کل جهان خواهد چرخید.

رمز موفقیت؟

ببینید این حرفم را به تمام هنرمندهای خانم می گویم ستاره شدن مهم نیست، ستاره ماندن مهم است. قهرمان شدن کاری ندارد؛ پهلوان ماندن مهم است. من از سن ۱۸ سالگی به صورت مستقل و به دور از خانواده زندگی می کنم چون پدرم شدیدا مخالف فعالیت های هنری من است و ترجیح می دهم جلوی چشمش نباشم. من تمام موفقیتم را از خدای خودم می دانم. در قرآن تمام حد و مرزها مشخص شده است که می توان از آنها در زندگی و اجتماع بهره برد. «خدا همیشه با ماست» (ذلک الکتب لا ریب فیه هدی للمتقین)

درآمد

من تمام هزینه های زندگی ام را از راه هنر به دست می آورم. چون در شهرستان زندگی می کنم معمولا قیمت اجراها در شهرستان ها پایین است. در تهران که اجرا دارم مبالغ خوب است اما ۵۰ درصد هزینه ام صرف راه و حمل و نقل لوازم می شود ولی در حدی که دستم جلوی کسی دراز نشود از پس اجاره خانه و پول آب و برق و گاز برمی آیم. نمی توانم بگویم درآمدم بالاست ولی من قانع هستم.

 

در جنوب شهر در یک خانه قدیمی، یک اتاق اجاره ای دارم. شغل من خطرات و آسیب هایی جدی دارد؛ ولی من بیمه نیستم. گاهی شده هزینه یکسال پس اندازم هزینه یک هفته درمانم شده. چند بار بنا به پیشنهاد دوستانم تصمیم گرفته ام تهران ساکن شوم ولی با شنیدن پول رهن و اجاره تصمیمم عوض شده. من از زندگی محقر و ساده ام راضی ام، بیشتر از این از خدا نمی خواهم. تنها آرزوی من داشتن یک خانه چهل، پنجاه متری از خودم است که حتما روزی به این آرزویم خواهم رسید.

 

پیشرفت کاری

همیشه سعی کرده ام متفاوت باشم و دچار تکرار نشوم. به تبلیغات دهن به دهن، بیشتر اعتقاد دارم. من تبلیغات آنچنانی نداشته ام فقط یک وب سایت از خودمدارم که آن را هم یکی از طرفدارانم برایم طراحی کرده است.

 

شریک کاری

شریک کاری ندارم. متاسفانه خانم شعبده باز نداریم، اگر بود حتما با کمال میل با ایشان همکاری می کردم و داشتن شریک کاری آقا؛ باید بگویم تمام جذابیت کار من این است که خانم هستم. اگر یک همکار آقا در کنارم قرار بگیرد این کار جذابیتش را از دست می دهد ولی به طور کلی برای اجراهای حرفه ای دستیارانی دارم که خارج از صحنه وظایفی را به عهده دارند.

آموزش و تربیت کارورزان خانم

چندی پیش بنا به تماس هایی که داشتم، تصمیم گرفتم در اداره ارشاد شهری که ساکنم، کلاس آموزش تردستی و شعبده بازی برگزار کنم که به دلایل بسیاری اجازه این کار به من داده نشد.


 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳٩٥   کلمات کلیدی:
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com